تبليغاتX
راه نخلستان عریان

راه نخلستان عریان
دانشجویان حقوق دانشگاه آزاد خرمشهر 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه




دیروز از هرچه بود گذشتیم و امروز از هرچه بودیم گذشتیم،

دیروز دنبال گمنامی بودیم وامروز مواظبیم ناممان گم نشود،

آنجا بوی ایمان میداد واینجا ایمانمان بو میدهد،

آنجا درب اتاقمان مینوشتیم یاحسین فرماندهی ازآن توست اینجا مینویسیم بدون هماهنگی وارد نشوید.

الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم، بصیرمان کن تا از مسیر برنگردیم، وآزادمان کن تا اسیر نگردیم!!!!



((از وصیت نامه شهید شوشتری))

[ دوشنبه 1391/02/25 ] [ ] [ احسان پورحمزاوی ]

 

مادر،  ای پرواز نرم قاصدک

           مادر،  ای معنای عشق شاپرک

                             ای تمام ناله هایت بی صدا

                                               مادر ای زیباترین شعر خدا

 

                    

                            ((روزت مبارک))

                                  

[ شنبه 1391/02/23 ] [ ] [ حسین پورحمزاوی ]

یک سال گذشت وچه زود وباسرعت گذر عمر سپری شد. در این یک سالی که درخدمت دوستان عزیز بودیم هیچ لذتی برایمان بالاتر ازین نبود که بتوانیم اثر انگشتی حالا هرچند حقیر وکوچک در این آشفته صفحات زندگانی بگذاریم و توفیق خداوند منان را شاکریم که سعادتی نصیب ما کرد که خدمتی ناچیز را به دوستان و دانشجویان محجوب دانشگاه و طلاب عرصه بصیرت و تعلیم وتعلم و جهادگران قلم بدست ارائه دهیم.

به راستی روزی نبود که دغدغه وبلاگ و انتخاب مطالب برای آن را نداشته و درفکر ارتقای سطح آن نبوده باشیم.

دقیقا یک سال پیش همانند چنین روزهایی بود که با استاد و اسوه عزیزم جناب آقای اصلانی درمورد طرح راه اندازی وبلاگ دانشجویی مشورت کردم که با واکنش و تحسین و تشویق وی مواجه شدم و در این یک سال بارهنمودهای وی بود که مانند استادی دلسوز و مراقبی صبور همیشه با نظرات وطرح ها و پیشنهادهای خود یار و یاور ما بود.

هدف ما ازین وبلاگ همواره پس از رضای خداوند و خلوص و تقبل عمل از سوی او، ایجاد یک فضای باز فکری و ارتقای سطح علمی و ارتباطی دانشجویان و برادران عزیز بازدید کننده بود و هست گرچه در این راه در اکثر مواقع با کم لطفی و عدم استقبال مواجه میشدیم اما باز جای شکر و امیدواری باقیست.

آری قبول داریم که بی تجربگی و بعضا اشتباهاتی رادر این سال کاری وبلاگ نیز داشتیم که امیدواریم با نظرات و انتقادات وپیشنهادات دوستان عزیزمان این امور را نیز به حداقل برسانیم.

در نهایت مجددا این وبلاگ را تقدیم خون پاک شهیدان شهرمان و دانشجویان سنگر جهاد علمی و پویندگان راه عدالت و کلیه اساتید دلسوزمان بخصوص جناب آقای اصلانی می نماییم.

به امید سرافرازی میهن عزیز و توفیق روز افزون برادران و خواهران تلاشگرمان.

حسین و احسان

[ چهارشنبه 1391/02/20 ] [ ] [ حسین پورحمزاوی ]


*سقط جنین چیست ؟

سقط جنین اصطلاحاً عبارت است از اقدام به خروج غیر طبیعی حمل قبل از موعد طبیعی وضع حمل ، به وسیله مادر یا هر کس دیگر به قصد نابود کردن جنین به صورتی که جنین خارج شده از رحم زنده نباشد .

در قوانین جمهوری اسلامی ایران به پیروی از شرع مقدس اسلام سقط جنین به طور کلی ممنوع و به منزله ی قتل نفس محسوب می شود. با این وجود قانون گذار شرایطی را در نظر گرفته است که می توان تحت آن شرایط و با رعایت مقرراتی اقدام به سقط جنین نمود.مفاد این قانون تحت عنوان سقط درمانی در سال 1384 به تصویب مجلس رسید که به شرح زیر می باشد :

((سقط درمانی با تشخیص قطعی سه پزشک و تایید مراجع قانونی مبنی بر بیماری جنین که به علت عقب افتادگی یا ناقص الخلقه بودن موجب سختی و آزارمادر است یا بیماری مادر که با تهدید جانی مادر همراه باشد، قبل از دمیدن روح (چهار ماهگی) با رضایت زن مجاز است .))

 متقاضی باید تقاضایی به همراه معرفی نامه ی پزشک که شامل تشخیص بیماری و روش تشخیص آن و مدارک احراز هویت زوجین و نیز نتایج آزمایشات است را به مرجع قضایی مربوطه ارائه نماید.

چند پرسش :

 

1-اگر کسی با اطلاع از باردار بودن زن به واسطه ی ضرب و شتم و آزار و اذیت موجب سقط جنین زن بارداری شود مجازاتش چیست ؟

پاسخ : در این حالت شخص ضارب علاوه بر پرداخت دیه یا قصاص حسب مورد به حبس از 1 تا 3 سال محکوم می شود.

2- آیا در مجازات سقط جنین تفاوتی بین مشروع یا نامشروع بودن جنین وجود دارد ؟

پاسخ : خیر سقط جنین ناشی ازارتباط نا مشروع مانند سقط جنین مشروع دارای کیفر و مجازات است .

لازم به یادآوری است جنینی که روح در آن دمیده شده است مانند یک انسان است و از بین بردن این جنین مانند قتل یک انسان دارای مجازات است .سقط جنین در هر مرحله از دوران تکامل یا رشد جنین دیه ی خاص خود را دارد که در قانون مجازات اسلامی به آن اشاره شده است.

[ چهارشنبه 1391/02/13 ] [ ] [ احسان پورحمزاوی ]
 

ممتاز و نمونه شدن برای یکسال است،

و ماندگار شدن برای یک عمر؛

سلام بر معلمی که هر سال نمونه است و یک عمر ماندگار ...

معلم عزیزم روزت مبارک که جهانی از نورت مبارک گشته است.

[ دوشنبه 1391/02/11 ] [ ] [ حسین پورحمزاوی ]
 

 

ایام فاطمیه را خدمت تمام دوستان عزیز تسلیت عرض مینماییم.

[ پنجشنبه 1391/01/31 ] [ ] [ حسین پورحمزاوی ]


خدا می داند، ولی ...


آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد
و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت

آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود!

... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود

سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد

خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت
اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند

خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح
آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم

خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم

و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم

و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست

چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است!!!!

 

[ سه شنبه 1391/01/29 ] [ ] [ احسان پورحمزاوی ]
 

 

اغلب با شنیدن نام افراد قضاوت یا تصور ایتدایی ناخوداگاهی درباره آنان پیدا می کنیم. همین امر موجب شده برخی انقدر از فشار اجتماع و یا گوشه و کنایه افراد به ستوه بیایند که در صدد تغییر نام در شناسنامه برآیند.

همین کار یعنی تغییر نام افراد در شناسنامه دردسرهای بعدی از جمله اشکال در انحصار وراثت یا نقل و انتقال املاک و یا خودرو و ... را به دلیل ثبت به نام قبلی افراد در پی دارد. اما شاید عجیب باشد که بدانید نام افراد گاه با جنسیت انان و با کمال تاسف گاه با انسانیت ایشان در تضاد است. البته برای کشف این نام ها نیازی نیست به آفریقا یا جاهایی که کمتر بویی از تمدن برده اند سربزنید.

ثبت احوال ایران فهرستی از این اسامی را استخراج کرده که در زیر برخی از انها را میبینید.
توضیح اینکه در ترتیب ذکر این اسامی ابتدا نام ، سپس جنسیت فرد و در نهایت محل و شهری که این نام بر افراد گذارده شده قید می شود. به عنوان مثال عبارت: اهواز، مرد، اهر به معنای این است که نام اهواز برای یک مرد در شهر اهر انتخاب شده است.

1- نام های در تضاد با جنسیتتجزیه و تحلیل جنسیتی نام های نامتعارف نشان می‌دهد که 70درصد نام هایی که متناسب با زنان است برای مردان و 30درصد نام هایی که متعلق به مردان است برای زنان به کار گرفته شده است.

مصادیق نام ها:
مهین رضا، زن، زاهدان
سینا، زن، آمل
پری تک، مرد، میناب
ولی بانو، مرد، تهران
پریا، مرد، زابل
یاسمین خان، مرد، میانه

2- نام های جغرافیایی
ساختار برخی دیگر از نام های نامتعارف نشان می‌دهد که 70درصد از این نام ها متعلق به مردان بوده و برگرفته از مکان های جغرافیایی است.
مصادیق نام ها:
آمریکا، زن، آبادان
اروپا، مرد، همدان
دریاقلی، مرد، شهرکرد
بغداد، مرد، بندرعباس
بوشهر، مرد، ممسنی
اهواز، مرد، اهر

 3- نام های زمانی
در ساختار بسیاری از این نام ها، نشانه هایی از فصل، ماه، هفته، و روز دیده می‌شود. در این نمونه نیز باز هم مردها 82درصد این فراوانی را تشکیل می‌دهند.
مصادیق نام ها:
امروز، مرد، میانه
تیرماه، مرد، سراب
روزعلی، مرد، شهرکرد
اذان وقت، مرد، اردبیل
فوری، زن، تهران
شب چراغ، زن، ایذه

4- نام های حیوانی
ساختار این نام ها برگرفته یا تلفیقی از نام های مرکب یا مستقل حیوانات است. این نام ها 80درصد متعلق به مردان و 20درصد متعلق به زنان است. تجزیه و تحلیل این اسامی نشان می‌دهد که 61درصد اسامی پستانداران، 30درصد پرندگان، 51درصد خزندگان است.
مصادیق نام ها:
پشه، مرد، سرکان
تیله گرگ، مرد، یاسوج
سیدگرگ الله، مرد، ممسنی
ساس، مرد، شیراز
بزعلی، مرد، درگز
کلاغ، مرد، کهنوج

 5- نام های نباتی
این گونه نام ها از پسوند یا پیشوند نباتی گرفته شده است. در این بین سهم زنان بیشتر از موارد دیگر در حدود 40درصد است. تفکیک این نام ها برای مشخص شدن جنسیت بسیار مشکل است.
مصادیق نام ها:
انگور، مرد، ایرانشهر
تریاک، مرد، رامهرمز
زردآلو، مرد، خرم آباد
فلفل، مرد، ممسنی
گیلاس، زن، اردبیل
نخود، زن، میناب

 6- نام های وصفی
این گونه نام ها از صفات مختف گرفته شده است. نسبت این گونه نام ها در میان مردان بیشتر از زنان است.
مصادیق نام ها:
روسپی، زن، مرودشت
قیمتی، زن، سنقر
سوخته، مرد، فارسان
فقیر، مرد، لنجان
فتنه، زن، سیرجان
قاچاق، مرد، الشتر
[ جمعه 1391/01/18 ] [ ] [ حسین پورحمزاوی ]

حق شاگرد (دانشجو) بر استاد

حق شاگرد تو این است که بدانی خداوند، به واسطه علم و دانشی که به تو داده و از خزانه های (دانش) خود برای تو گشوده، تو را سرپرست شاگردانت ساخته است.

بنابراین، اگر مردم را خوب آموزش دهی و با آنان درشتی و بدرفتاری نکنی و از تعلیمشان به ستوه نیایی، خداوند از فضل خود بر دانش تو بیفزاید.

اما اگر دانش خود را از مردم مضایقه کنی یا وقتی برای آموختن دانش نزد تو آمدند با ایشان درشتی و بدرفتاری کنی، بر خداوند سزاوار است که علم و شکوه آن را، از تو بگیرد و جایگاه تو را از دل مردم بیندازد.

«امام سجاد علیه السلام ، عوالی اللالی: 4/74/54»

حق استاد بر شاگرد (دانشجو)

حق استاد تو این است که به او احترام گذاری، با دقت به سخنانش گوش بسپاری، رویت به او باشد و به او توجه نمایی، صدایت را بر او بلند نکنی، هرگاه کسی از او سوالی کند تو جواب ندهی، بلکه بگذاری خودش جواب دهد.

در محضر او از کسی غیبت نکنی، اگر پیش تو از او بدگویی شود، از وی دفاع کنی. عیبهایش را بپوشانی، خوبیها و صفات نیکش را آشکار سازی، با دشمن او همنشینی نکنی و با دوستش دشمنی نورزی.

هرگاه این کارها را کردی، فرشتگان خدا درباره ات گواهی دهند که تو برای رضای خدا، نه برای مردم، نزد آن استاد رفته ای و دانش او را فراگرفته ای.

«امام سجاد علیه السلام ، الخصال: 567/1»


[ دوشنبه 1391/01/14 ] [ ] [ حسین پورحمزاوی ]




چه افسانه ی زیبایی… زیباتر از واقعیت ...


راستی مگر هر شخصی احساس نمیکند که نخستین روز بهار

گویی نخستین روز آفرینش است؟

نوروز مبارک

*قال رسول ا...(ص): ((اِذا رَأَیتُم الرَّبیعَ فَأَکْثِروا ذِکرَ النُّشورِ ))

[ دوشنبه 1390/12/29 ] [ ] [ احسان پورحمزاوی ]


به نظر من آدمها دو دسته هستن :
 
یا از من پولدارترن که بهشون میگم مال مردم خور و ...
یا بی پول ترن که بهشون میگم گشنه گدا و ...
 
یا بهتر از من کار میکنن که بهشون میگم خرحمال و ...
یا کمتر کار میکنن که بهشون میگم تنبل و ...
 
یا از من سرسخت ترن که بهشون میگم کله خر و ...
یا بی خیال ترن که بهشون میگم ببو و ...
 
یا از من هوشیارترن که بهشون میگم پرافاده و ...
یا ساده ترن که بهشون میگم هالــو و ...
 
یا از من شجاع ترن که بهشون میگم بی کله و ...
یا از من محتاط ترن که بهشون میگم بی عرضه و ...
 
یا از من دست و دل باز ترن که بهشون میگم ولخرج و ...
یا اهل حساب و کتابن که بهشون میگم خسیس و ...
 
یا از من بزرگترن که بهشون میگم گنده بگ و ...
یا کوچیکترن که بهشون میگم فسقلی و ...
 
یا از من مردم دار ترن که بهشون میگم بوقلمون صفت و ...
یا رو راست ترن که بهشون میگم احمق  ...
  کلا معیار همه چیز من هستم و نه حقیقت!!!

[ سه شنبه 1390/12/23 ] [ ] [ احسان پورحمزاوی ]

در مورخ ۱۵ اسفند که برای حضور در کلاس به دانشگاه رفتم دیدم دانشگاه تعطیل است و پس از پیگیری (البته غیر از آقای سامری هیچ مسئول دیگری در دانشگاه نبود) متوجه شدم که دانشگاه از ساعت ۱۴ بدون هیچ اطلاع رسانی قبلی به دانشجویان محترم تعطیل شده و واقعآ باعث شگفتی بنده شد که چرا دانشگاه تعطیل شده.

جمعه که به دلیل انتخابات کلاس تشکیل نشد و روز شنبه هم به دلیل گردوخاک تعطیل بود و خداروشکر یک شنبه کلاس ها تشکیل شد و دوشنبه هم از ساعت ۱۴ به بعد دانشگاه تعطیل شد.

خسته شدیم از این همه تعطیلی پس کی این دانشگاه تعطیل نیست؟

یه پیشنهاد دارم برای وبلاگ خدمات آموزش دانشگاه و اون هم اینه که لطفآ دیگر درج نفرمایید که فلان روز کلاس تشکیل نمیشود و یا فلان روز دانشگاه تعطیل است برای راحتی کار، اگر قرار شد کلاسی تشکیل شود از قبل به ما دانشجویان خبر دهید. چون با این روال دانشگاه، اصل بر تعطیلی دانشگاه است، مگر اینکه غیر آن توسط وبلاگ خدمات آموزش اعلام شود.

راستی دانشجو برای چه شهریه میدهد؟

مسئولین محترم دانشگاه آزاد خرمشهر خسته ایم از این همه تعطیلی!

مسئولین محترم دانشگاه آزاد خرمشهر گذشته ها گذشته لطفآ به فکر آینده ما باشید هدف از طرح این صحبت ها این نیست که دلیل تعطیلی یا عدم تشکیل کلاس ها را بفهمیم هدف ما این است که در آینده شاهد این گونه اتفاقات نباشیم.

[ سه شنبه 1390/12/16 ] [ ] [ حسین پورحمزاوی ]
 

اینجا ایران قرن 21 است!!!

اینجا همه «حاج ابراهیم همت» را با اتوبان همت می شناسند!!!

 

اینجا ایران قرن 21 است!!!


اینجا نام شهید را برای اینکه بچه ها خشونت طلب و جنگ طلب بار نیایند از کوچه ها برداشته و نام نگین و جاوید می گذارند!!!


اینجا ایران قرن 21 است!!!


اینجا ستارگان درخشان هالیوود آنقدر زیاد شده اند که دیگر کسی ستارگان پرفروغ کربلای ایران را نمی بیند!!!


اینجا ایران قرن 21 است!!!


اینجا دیگر شهدا زنده نیستند و در پیچ و خم های عصر ارتباطات، به خاک سپرده شده اند!!!


اینجا ایران قرن 21 است!!!


اینجا بر دیوارهای شهر روی عکس شهید ، پوستر تبلیغاتی می چسبانند!!!



اینجا ایران قرن 21 است!!!


اینجا دیگر کسی نمی خواهد گمنام بماند، همه به دنبال کسب نام هستند!!!


اینجا ایران قرن 21 است!!!


اینجا جانبازان موجی را از اجتماع دور نگه می دارند تا آسیبی به افکار عمومی نرسانند!!!

 

اینجا ایران قرن 21 است!!!


 

اینجا خرمشهر دیگر خونین شهر نیست، خرمشهر دیگر 36 میلیون جمعیت ندارد!!!


 

اینجا ایران قرن 21 است!!!


 

اینجا کسی نمی داند، مهدی باکری در وصیت نامه خود از خدا خواسته بود جسدش برنگردد و تکه ای از زمین را اشغال نکند!!!


 

اینجا ایران قرن 21 است!!!


 

اینجا دشمن در خانه های ماست، دیگر کسی حاضر به نبرد با دشمن نیست!!!


 

اینجا ایران قرن 21 است!!!


 

اینجا کسی نمی خواهد با صدای الله اکبر، لرزه بر تن دشمن بیاندازد!!!


 

اینجا ایران قرن 21 است!!!


 

اینجا در پناه میز هستیم، دیگر کسی پشت خاکریز پناه نمی گیرد!!!


 

اینجا ایران قرن 21 است!!!


 

اینجا جانباز شیمیایی، به خاطر نداشتن پول، در بیمارستان پذیرش نمی شود و شهد شهادت می نوشد!!!


 

اینجا ایران قرن 21 است!!!


 

اینجا کسی نمی داند، شب عملیات خیبر حاج مهدی باکری، برادرش حمید باکری را جاگذاشت و رفت!!!


 

اینجا ایران قرن 21 است!!!


 

اینجا کسی نمی داند، مهدی زین الدین، رتبه چهار کنکور سراسری را داشت!!!


 

اینجا ایران قرن 21 است!!!


 

اینجا کسی نمی داند، تکه های پیکر شهیدی را درون گونی برای خانواده اش فرستاده بودند!!!


 

اینجا ایران قرن 21 است!!!


 

اینجا دعای عهد را فراموش کرده ایم، زمان ندبه و سمات را گم کرده ایم!!!

 

اینجا ایران قرن 21 است!!!

[ شنبه 1390/12/13 ] [ ] [ حسین پورحمزاوی ]

یرای دريافت كارت ورود به جلسه و برگه راهنماي آزمون (شامل زمان ، آدرس مكان برگزاري آزمون) و مطالعه اطلاعیه های مربوط به این ازمون به لینک زیر مراجعه نمایید. تاریخ توزیع کارت ازتاریخ 90/12/10 تا 90/12/17 ومحل آزمون شهر تهران می باشد.

http://v.iran-azmoon.ir/Home.aspx




[ چهارشنبه 1390/12/10 ] [ ] [ احسان پورحمزاوی ]

يك روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر

پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت .ملا مصالح ساختمانی
را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت كرد. ملا نمی دانست كه خر از پله بالا می رود،
ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید. هر كاری كرد الاغ از پله پایین نیآمد. ملا الاغ را رها كرد و به خانه آمد.
كه استراحت كند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد.
وقتی كه دوباره به پشت بام رفت ، می خواست الاغ را آرام كند كه دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود.
برگشت، بعد از مدتی متوجه شد كه سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده،
بالاخره الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد.
بعد ملا نصرالدین گفت : لعنت بر من كه نمی دانستم كه اگر خر به جایگاه رفیع و پُست مهمی برسد
هم آنجا را خراب می كند و هم خودش را هلاک میکند !!

[ پنجشنبه 1390/12/04 ] [ ] [ احسان پورحمزاوی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ عِلْمٍ لا يَنْفَعُ